کتاب تاریخ فلسفه
سه هفته و دو روز مشغول مطالعه کتاب تاریخ فلسفه بودم. دوشنبه تموم شد. کتابی بسیار بسیار شیرین، جذاب، ساده و البته سنگین. من به عنوان یک فرد بیسواد، شاید یک سوم یا یک چهارم کتاب رو فهمیدم. ولی فکر میکنم دور دوم اگر بخونم، میتونم به نود درصدش مسلط بشم.
کتاب اثر ویل دورانته که نیازی به تعریف نداره. انتشارات علمی فرهنگی چاپش کرده که بنظرم اصلا کارش خوب نبود. متن خیلی توهم توهم بود. خیلی ریز نوشته شده بود، فونت مناسبی هم نداشت. هرچند که اگر درست چاپ میشد، حجم کتاب دوبرابر میشد و قطعا هزینه ش برای من سنگینتر میشد. ترجمه عباس زریابه که انصافا کارشو خوب انجام داده.
کتاب اینطوری پیش میره که وقتی از یک فیلسوف حرف میزنه، مثلا از افلاطون، یک دفعه گریزی میزنه به نیچه و اشاره میکنه فلان حرف افلاطون مثل نیچه بوده و یا در بحث اشتراک گذاشتن اموال، مثل مارکس بوده. میخوام سواد نویسنده رو بگم که به موضوعات فلسفه چقدر تسلط داره و میتونه به هرکدوم که خواست اشاره کنه و بهش گریزی بزنه. توانمندی خارق العاده ای داره. به خصوص که هر فیلسوفی که به اتمام میرسه، یه بخش انتقاد داره که صحبتهای خیلی جالبی میکنه. این بزرگترین ویژگی و توانمندی کتابه.
یه نقدی که من به کتاب دارم اینه که چرا یک فصل به اسپنسر اختصاص داده ولی به مارکس فصلی اختصاص نداده و خیلی کم بهش اشاره کرده. قطعا جای این رو داشت که بهش بپردازه و مورد توضیح و نقد قرارش بده. شایدم نمیخواسته وارد دعواها بشه. شایدم نسخه در دسترس ما سانسور شده بوده. همچنین کتاب فصلی برای هگل نداره که کمی ناامیدکننده بود.
کتاب رو به همه توصیه میکنم. شاید در آینده دوباره بخونمش.
فصول کتاب:
افلاطون (به علاوهٔ قسمتی در مورد سقراط)
ارسطو
فرانسیس بیکن
باروخ اسپینوزا
فرانسوا ولتر (به علاوهٔ قسمتی دربارهٔ ژان-ژاک روسو)
ایمانوئل کانت (به علاوهٔ قسمتی دربارهٔ گئورگ ویلهلم فریدریش هگل)
آرتور شوپنهاور
هربرت اسپنسر
فریدریش نیچه
آنری برگسون، بندیتو کروچه و برتراند راسل
جرج سانتایانا، ویلیام جیمز و جان دیویی