کتاب سیرکی که میگذرد
خب تعطیلات اجباری فرصت مناسبی بود برای مطالعه کتابهام و خصوصا کتبی که نصفه نیمه رهاشون کردم. کتاب سیرکی که میگذرد رو یکی دو ماه پیش خریدم. وقتی پریسا پیش شاگردش رفت و بعدش من تجریش بودم و از یه کافه ای که کتابفروشی هم بود گذشتم، این کتاب به چشمم اومد. چون مال نشر چشمه بود و قیمتش هشت تومن بیشتر نبود، خریدمش. البته اشاره کنم این کتاب چاپ سال 93 هست و علت ارزونیشم همینه. نشر چشمه و ترجمه نسیم موسوی پاک هست که انصافا ترجمه خوبی هم کرده.
این کتاب نوشته پاتریک مودیانو هست که در سال 1945 به دنیا میاد. نویسنده فرانسوی هست. مادرش تو تئاتر کار میکرده و مدام به سفر میرفته. تقریبا تنها بوده. با فوت برادرش در دهه شصت خیلی آسیب شدیدی میبینه ولی خب عملا نقطه آغاز آثار هنریشه.
در کتاب سیرکی که میگذرد، داستان یه پسر 18 ساله با مشخصات خودش هست که اتفاقی در یه اتاق بازجویی هست که نمیدونیم چرا. بعدش یه دختر دیگه هم برای بازجویی میره و پسره منتظر میشه تا بازجویی از دختره تموم بشه و بعد بره ببینتش و باهم برن کافه و صحبتی بکنن و از این چیزا. دختره دنیای مرموزی داره برای خودش. با آدمهای غریبه ارتباطاتی داره. پسره هم میگه مشکلی نیست و همراه دختره میمونه. راوی داستان خود پسره هست که چندسال قبل رو توضیح میده. در طول داستان مدام گریزهایی به زمان آینده و گذشته زده میشه. پسره میگه ده سال بعد فلانجا بودم، فلان سال پیش با پدرم فلانجا بودم و ... .
به طور کلی داستان در مورد پسری هست که از این دختره خوشش اومده و حاضره باهاش یه زندگی جدیدی رو شروع کنه. اهمیتی نمیده گذشته دختره چیه. مهم اینه که دختره با پسره اوکی هست.
راستش نمیدونم چیشدم ولی از این نوع داستانها و رمانها داره کم کم خوشم میاد. داستان بی هدفی هستند. ولی نمیدونم چرا ازش لذت میبرم. نمیتونم بگم توصیه میکنم ولی خوندنش خالی از لطف هم نیست.