امروز فیلم Cruella پخش شد و خوششانس بودم که امروز وقت داشتم و دیدمش. اما استون بازیگر نقش اصلی بود. اما تامسون، مارک استرانگ و چندنفر دیگه از ستاره های این فیلم بودند. فیلم ژانر نسبتا فانتزی داره که کمدی هست و یجورایی جناییه. موسیقیهای بینظیری داره، از نظر پوشاک و مد حرف نداره، فیلمبرداری، تدوین، داستان و کلن از هر نظر عالیه.

داستان کلی-عدم خطر اسپویل {حدود یک ربع اول رو توضیح میده}: داستان کلی فیلم در مورد دختری عجیب هست که نصف موهاش به رنگ سیاه و نصف دیگه به رنگ سفید هست. اسمش استلا هست. با مادرش تنها زندگی میکنه. از مدرسه بابت دعوا، اخراج میشه و مادرش سعی میکنه جایی بره که کمی پول دربیاره. مادرش به دلیلی فوت میکنه و استلا یتیم میشه و با دو پسربچه دیگه یک زندگی جدیدی رو شروع میکنه که شغلشون دزدی هست. البته استلا از بچگی عاشق طراحی پوشاک و مد بوده و بعد از شغل دزدی، سعی میکنه به این هدفش هم برسه. کار و استعدادش هم البته خوبه. داستان در مورد تلاش استلا برای پیشرفت در این حرفه هست.

چیزی که گفتم حدود پونزده دقیقه اول فیلم بود. در بخش پایانی، ادامه داستان رو میگم.

موسیقی: در تمام طول فیلم، موسیقیهای بینظیری پخش میشد. آوازهای بسیار بسیار زیبا و پرهیجان داشت که هرکدوم به تنهایی یک آهنگ جداگانه هستند. عوامل فیلم، قطعا هزینه زیادی برای این موسیقیها داشتند. 

مد: خب داستان در مورد صنعت مد هست. بدیهیه که از این نظر هم خوب باشه. اما فراتر از مد معمولی، لباسهای شخصیت کروئلا بود که به صورت اکستریم و خیلی افراطی بود، ولی خیلی زیبا بود.

اقتباس: یک جورهایی این فیلم اقتباسی از فیلم صدویک سگ خالدار هست. یک اقتباس خیلی متفاوت البته. شاید حتی بهش مرتبط نباشه، ولی یک جاهایی آدم کاملا احساس میکنه که کارگردان و تهیه کننده حداقل یک نیم نگاه کوچیکی به این فیلم داشتند. 

دوربین: فیلمبرداری بینظیر بود. عالی. لذتبخش. در فضا میچرخید و ارتفاع میگرفت و پایین میومد و از بین مردم رد میشد و ... . 

تاریخ داستان: تاریخ داستان مربوط به دهه هفتاد میلادی هست. 

در کل، فیلم رو توصیه میکنم. لذت میبرید.

ادامه داستان - خطر اسپویل: استلا برای یک زن بسیار مغرور و دنبال توجه مشغول به کار میشه. اتفاقی گردنبند مادرشو میبینه و بعد از یک سری بررسی، متوجه میشه که اون زن، که اسمش بارونز هست، قاتل مادرش بوده. بنابراین سعی میکنه توجهات رو ازش کم کنه و در رقابت مد برنده بشه. بعد از یک سری اتفاقات و بالاوپایینها، استلا متوجه میشه مادر واقعیش، همون زن بدجنس، بارونز هست که وقتی بچه دار شده، به خدمتکارش دستور میده که اون رو بکشه، ولی اون فرد اینکارو نمیکنه و به یه خدمتکار دیگه میده که بزرگش کنه و ... . خلاصه، استلا تلاش میکنه برگرده و مرگ خودش رو توسط مادرش ایجاد میکنه و مادرش دستگیر میشه و شخصیت کروئلا ظاهر میشه و صاحب اون ملک و صنعت و ... میشه.