مقدمه. دیروز فیلم جدید و بحث برانگیز سیندرلا پخش شد و امشب فرصت شد و این فیلم رو دیدم. بحث برانگیز بهش میگن به دو دلیل اصلی: بازیگر رنگین پوست در نق اصلی، و جادوگر سیاهپوست ترنس. قبل از اینکه بحث بیشتری در مورد خود فیلم کنم، اشاره کنم که سعی کردم با دیدگاه متفاوتی به این جنس فیلمها به دیدنشون بنشینم. یعنی، اگر هدف اینه که تفاوتی بین رنگینپوستها و جنسیتها قائل نشیم، حالا با هر سیاست درست و غلطی که هالیوود داره پیش میره، من در راستای این هدف گام برمیدارم و سعی میکنم چشمامو طوری عادت بدم که رنگ پوست یک نفر، آخرین چیزی باشه که از ویژگیهای ظاهری اون فرد به چشمم میخوره. البته در مورد اینکه داستان فیلم با این چیزا تغییر کنه یا هرچیز دیگه، بحث مفصلی دارم که بعدا در موردش صحبت خواهم کرد ولی فعلا اینجا همین اول اشاره میکنم که بدون تعصب بر این مسائل فیلم رو دیدم. 

داستان. داستان کلی فیلم شباهتهای زیادی با داستان اصلی داره. همون قضیه سیندرلای مهربون یتیم با نامادری و دو خواهرخونده بدجنسش و سه تا موش و شاهزاده مجرد دنبال ازدواج و مهمونی و جادو و کفش و عشق تقریبا در یک نگاه. تفاوتهای جزیی از شخصیت اصلی شروع میشه که راستش نفهمیدم شخصیت سیندرلا رنگینپوست هست یا نه، ولی قطعا سفید نیست. فکر کنم سرخپوست باشه. فکر میکنم اسم خواهرای سیندرلا تغییر کرده. از اون طرف شاهزاده هم پدر داره هم مادر. یه تفاوت اصلی شاهزاده هم داشتن گوشواره هست که خیلی چیز خاصی نبود. همچنین شاهزاده به جز پدرمادر، خواهری هم وجود داره که دنبال انرژی بادی به جای زغال سنگ و کاهش فقر هست و خیلی علاقه داره که به جای برادرش بشینه. شاهزاده هم علاقه ای به پادشاهی نداره و از سر اجبار پدرش باید دنبال زن بگرده. از طرفی نحوه آشنایی اولیه سیندرلا و شاهزاده هم کمی متفاوته و این دو همو تو بازار میبینن، وقتی که سیندرلا میخواد لباسی که دوخته رو بفروشه و شاهزاده که با لباس مبدل بین مردمه، ازش میخره و عاشقش میشه. بقیه داستان تقریبا تکراریه، تا آخرش که شاهزاده با سیندرلا به سفر دور اروپا میره تا کسب و کار خیاطی سیندرلا پیش بره و از اون طرف خواهر شاهزاده به عنوان ملکه جانشین پدرش میشه.

همونطور که گفتم داستان تفاوت خاصی با داستان اصلی نداشت و این رو میشه به عنوان اولین نقطه ضعف این فیلم دید. بهرحال اگر قرار باشه یک فیلم رو عینا تکراری ببینیم، چه لزومی داره فیلم جدید ساخته بشه؟ تفاوت در رنگین پوستی و برابری جنسیتی چیز خوبیه، ولی نباید تنها عامل اصلی تفاوت در فیلم باشه. اینکه هدف اصلی، هنر و سینما نباشه، خیلی درست نیست چون هدف مخاطب فیلم، همین دیدن هنر و سینما هست. به هر روی، حداقل در داستان اصلی، تفاوت خاصی مشاهده نمیشد.

موزیکال. اما فیلم از جنبه دیگری متفاوت محسوب میشد و اون موزیکال بودن و وجود رقص زیاد بود. از ابتدا همه چیز با آواز و رقص گروهی شروع میشد و تا تهش به همین صورت ادامه پیدا کرد. میتونم بگم سعی کرده بود مثل لالالند باشه. ولی متاسفانه خیلی خیلی ضعیف عمل کرده بود. از چند لحاظ بسیار ضعیف بود. اول از همه، لباس و مد و رنگ لباس بازیگرها بود. ترکیب رنگی خیلی ضعیفی داشت و مشخصا در این کار بدون تجربه و مشاوره درست عمل کردند. دوم، رقص مثلا دسته جمعی بود ولی بیشتر نماها بصورت کلوز بود که نهایتا همزمان پنج شیش نفر در حال رقص بودن. در حالی که با اون همه بازیگر بود میتونست همزمان رقص مثلا سی چهل نفر رو نمایش بده. ولی در این بخش هم به صورت ناشیانه ای ضعیف عمل کرده بود. مشکل سوم موزیکال بودن این فیلم، نبود متن مناسب و شعر مناسب بود. هم ترجمه زیرنویس فارسی رو میخوندم و هم سعی میکردم گوش بدم ببینم دقیقا چی میگن. باورم نمیشد اینقدر ضعیف کار کرده باشن. مفهوم خاصی در شعرها نبود. شما میتونی کلمه No رو Nooooo بخونی. شاید آهنگی ایجاد بشه، ولی در کل ده بار تکرار کردن نو همون معنی نو رو میده و مفهوم و معنی خاصی اضافه نمیکنه. متاسفانه مشکلات به اینجا ختم نمیشه. مشکل چهارمی هم بود. خواننده ها اصلا خوب نمیخوندن. بعضی جاها خوب بود ولی در کل از موسیقی آواز بازیگرها نمیشد لذت برد. میتونستم امروز عاشق فیلم بشم. حتی با وجود داستان تکراری. ولی از این حیث هم چیزی برای عرضه نداشت. البته الان که فکر میکنم سر یه سکانس خیلی خندیدم. در انتهای فیلم یه تیکه سرباز پادشاه بخش موزیکال خودشو به صورت رپ اجرا میکنه و این ترکیب آش شله قلمکار در فیلم که یکدفعه اینطوری تغییر کرده خیلی بامزه بود. فکر کنید دارید یه فیلمی میبینید که داستانش مال دویست سال پیشه، وسطش رپ اجرا میشه. شاید هدف عوامل فیلم این نبوده باشه، ولی خیلی خنده دار بود.

حوصله سررفتن و بامزگی: متاسفانه یه مشکل بزرگ فیلم، سر فیلم کاملا حوصله م سررفته بود. چندبار نزدیک بود کلن فیلم رو کنار بذارم، ولی چون قصد داشتم این متن رو بنویسم تا انتهای فیلم صبر کردم. مسئله بعدی، نبود بامزگی بود. شاید یکی دو سکانس کلن خنده دار بود، ولی چندین بار منتظر بودم حرکت بامزه ای انجام بشه، ولی اصلا رو این قسمت کار نشده بود. یعنی شاید کلن حتی یه لبخند در تمام طول فیلم روی صورتم وجود نداشت. خیلی نبودش احساس میشد.

بازیگری: در کل بازی خاصی وجود نداشت. جایی نبود که بگم ضعیف بازی کردن، ولی خوب یا آنچنانی نبود. البته شاید اصلا موقعیت بازیگری هم به بازیگرها داده نشده بود.

فیلمبرداری و تدوین. فیلمبرداری در کل اوکی بود. خیلی خوب نبود، ولی من خودم عاشق چرخش 360 درجه دوربین هستم که در این فیلم چندباری نمایش داده شد. خیلی خاص نبود، ولی کاملا ساده هم نبود. در بهترین حالت میگم که فیلمبرداری متوسطی داشت. تدوین خاصی هم نداشت که به چشم من بیاد.

چند مسئله در مورد رنگینپوستان و جادوگر ترنس. سرباز ارشد پادشاه سیاهپوست بود، سیندرلا احتمالا سرخپوست بوده، یه ملکه در مهمونی پادشاه سیاهپوست بود، برخی از مهمونهای پادشاه سیاهپوست بودن، جادوگر هم سیاهپوست بود. اگر داستان مربوط به گذشته ای از تاریخه، این روایت درستی از تاریخ نیست. چون اون زمان اینقدر رنگینپوستها اعتبار و احترام نداشتن. بهرحال در بخشی از تاریخ به رنگینپوستها بی احترامی و تبعیض شده و شکی در اون نیست، ولی مسئله ای که مهمه اینه که نمیتونیم گذشته خودمونو پاک کنیم. این حقیقتیه که بوده و با این کارها نه گذشته تبعیضها علیه سیاهپوستها پاک میشه، نه الان خیلی تغییر محسوسی در زندگیشون بوجود میاد. البته در مورد این قضیه دوم خیلی مطمئن نیستم. شاید اشتباه میکنم. ولی احساس میکنم ساختن این فیلمها، بیشتر حس تنفر و خشم رو به وجود میاره که ابدا در راستای کاهش تبعیض نژادی نیست.

همچنین، در مهمونی پادشاه زن سیاهپوستی رو میبینیم که کچله که خودش از دو حیث مشکل داره. یکی مشکل تاریخی عدم تبعیض رنگینپوستها و دیگری بحث نداشتن مو و کچل بودن زنهاس که در اون برهه تاریخ باز هم مورد پذیرش نبوده.

در مورد جادوگر ترنس هم در نگاه اول تو ذوقم زد، که مطمئنم به علت عادت نکردن چشمم به دیدن مرد دارای ریش و سیبیل در لباس زنونه هست و مشکل از منه، ولی اینکه جادوگر زن نبود، خودش عامل دیگری برای تو ذوق زدن بود. البته الان که اینو مینویسم داشتم فکر میکردم شاید علت دیگه ای پشت این ترنس بودن جادوگر هست. در فیلم، جادوگر از کرم ابریشم به وجود میاد و چون احتمالا جنسیت ندارن، خواستن اینطوری بهم مرتبط بسازن. 

در نهایت اشاره کنم از اینکه خواهر پرنسس، ملکه شد، خوشحال شدم چون ایده های جالبی برای حکمرانی کشور داشت. این تغییر کوچیک در داستان فیلم رو میپسندم.

 

سخن نهایی. فیلم رو دوست نداشتم. خیلی متاسفم که به اندازه کافی برای فیلم وقت صرف نشده که یا یه اقتباس جدید از فیلم ساخته بشه، یا حداقل رقص و موسیقی سطح بالا داشته باشه. مطمئن نیستم با این روشها بشه با تبعیضهای نژادی و جنسیتی مقابله کرد. شاید هم بخشی از دوره گذار هستیم و مثلا دو دهه دیگه شاهد به ثمر رسیدن این تلاشها باشیم. ولی این فیلم، حتی اگر سیندرلا چون برف سفید میبود و جادوگر همون پیرزن تپل شیرین و بامزه میشد، باز هم دوسش نداشتم. 

امیدوارم اگر قصد دارن روی این قضیه دخیل کردن رنگینپوستها و تنوع جنسیتی ممارست داشته باشن، در نسخه های بعدی، فیلم خوبتری بسازن.